<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>           تاطلوعی دیگرباید زیست</title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/</link>
<description>خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم خدایا جهنمت فرداست زندگی پس چرا  امروز میسوزم.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Dec 2009 07:14:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;تعطیل شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;هر آمدنی را رفتنی است و هر زندگی را مرگی .خوشا آنانکه خوش آمدند ودر این گذرگاه به خواسته هایشان رسیدند و با کوله باری وزین طی طریق کردند و به مقصود رسیدند .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت با تمام سختی ها ، بدی ها ، نابرابری ها و محدودیت ها در آخرین ماه پاییزی   به یاد آن حرف خردمندانه ی آن یار و سرور فرزانه و با چشمی پر اشک و فکری خسته و در انتظار فرصتی دوباره هر چند کوچک به اندازه ی گلوگاه پرنده ای ، به امید روزهایی که جای عمل، مرد عمل باشیم و تقدیر و تشکر از تمامی دوستان دور و نزدیک ، یاران و هم قطاران همیشگی ، پایان راه و کار این وبلاگ و تفکرات نویسنده آنرا اعلام می کنم :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3366ff&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Dec 2009 07:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>افسوس</title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#006600&gt;علم و تکنولوژی و زندگی ماشینی با اینکه بهره هایی برای بشر داشته ،اما متاسفانه مشکلات&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; و دردسرهایی هم برای او به همراه آورده است .یکی از مهم ترین بلاهایی که بر سر انسان معاصر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; آمده دور شدن از زندگی طبیعی است.گویا دیگر شنیدن آوازهای جاری در طبیعت،عطر گلها و گیاهان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;وحشی،چیدن سیب و انار و گلابی از شاخه ها ،تماشای طلوع و غروب وخیلی چیزهارا باید فقط در&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; رویاها و آرزوهایمان جستجو کنیم .در روزگاری که حتی لبخندها و اشک ها هم تصنعی شده &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;و تلویزیون ،رایانه و موبایل بین دلهای آدم ها دیوار کشیده ،چقدر دلمان برای شب نشینی ها و دید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; و بازدید ها و محبت هایی که قابل دیدن،شنیدن و حس کردن بود تنگ شده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;افسوس که در روزگار پیتزا و ساندویچ ،سفره و جمع شدن دور سفره و دیزی و اشکنه و نان و پنیر و &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;سبزی ،دارد معنای خود را از دست میدهد و بیچاره فرزندان ما که از بس گرفتار رایانه شده اند ،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;نمی دانند قایم باشک و الک دولک و هفت سنگ و ...چه طعمی دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 16:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسی بود صدا زد؟</title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;چه کسی بود صدا زد؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر کجا هستم ، باشم به درک !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من که باید بروم ! پنجره ،فکر ، هوا، عشق ، زمین ،&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مال خودت !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تیپ باید زد ! جور دیگر اما ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کار را باید جست .کار یعنی خود پول .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کار باید کم و راحت باشد !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فک و فامیل که هیچ ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با همه شهر پی کار باید رفت !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهترین چیز، اتاقی است که از دسته چک و پول پر است !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سید خندان یه نفر !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوئیچم کو ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه کسی بود صدا زد ، دربست ؟؟؟&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 17:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیاده رو </title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>چند روز قبل کمی جلوتر از خودروی من ،خودرویی با عابری که از کنار خیابان میگذشت تصادف کرد .خوشبختانه سرعت ماشین کم بود و آسیب چندانی به عابر وارد نشد .با خودم فکر کردم که چرا مردم تا این حد قانون گریزند که به جان خودشان رحم نمیکنند .محل عبور خودرو خیابان است و محل عبور عابر پیاده پیاده رو.بیشتر که به این موضوع دقت کردم ،به یاد آوردم گروهی از مردم اصلا&quot;عادت کرده اند که در خیابان تردد کنند .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروزبه اجبار  تصمیم گرفتم پیاده و قدم زنان به محل کارم بروم .بعضی جاها عرض پیاده رو آنقدر کم بود که دو نفر به سختی میتوانستند از آن عبور کنند و اگر یک موتور سوار بی ملاحظه هم موتورش را در پیاده رو پارک کرده بود که دیگر هیچ .بعضی جاها هم آنقدر ناهموار و خطرناک بود که نزدیک بود پاهایم پیچ بخورد .عده ای از کسبه ی محترم هم بار خود را در پیاده رو خالی و سوار میکردند .گاهی ممکن بود روی بساط دست فروشان یادست و پای متکدیان قدم بگذارم وگاهی هم ... خلاصه برای رسیدن به محل کار عطای پیاده رو را به لقایش بخشیدم و درحاشیه ی خیابان شروع به قدم زدن کردم . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 11:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همين قدر کوچک... همين قدر بي نهايت... </title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;کاش دنيا همين ميشد. همين صندلي. همين ميز. و همين من پشت مونيتور. کاش دنيايم همين جا بود. اين کوچک ِ بينهايت. و صداي آدم ها اين خطوط سياه بود. زيبا و گيرا. و ميتوانستم تمام روز را باشم اين جا. و ديگر غصه ي چيز هاي ديگر را نخورم و غصه اي اگر باشد براي همين ها باشد و اشکي اگر بريزم پاي اين واژه ها باشد که فراموش نميکنند.و من پر بودم از اين هم نفسي ها. که بخوانم و دوست بدارم. انگار براي من باشند اين کلمات. و خودم را پيدا ميکنم. و مينويسم و آنها ميخوانند. و مينويسند. و اين زنجير بافته ميشود. همين جا. نه پشت هيچ کوهي. و دنيايمان همين طور ميچرخد و ميچرخد و ميچرخد و ما با دنيايمان. ياد بياور که دست هاي هم را ميگيريم و ميشويم يک دايره بدون اول و آخر. حتي اگر نبينم صورت هيچ کدامشان را. مهم نيست. هر کدام شان يک کلمه اند برايم . يک واژه. و ميدانم که واژه ها را دوست ميدارم. و چشم هايي که اين واژه ها را مينويسند و چشم هايي که واژه هايم را ميخوانند. حتي اگر سهم من از اين همه چشم هاي کره زمين - کمتر از انگشتان دست باشد. و ندانم که رنگي اند اما دلم ميگويد که برق ميزنند.&lt;BR&gt;کاش دنيايم همين جا بود. همين نوزده اينچ ِ بينهايت. وقتي غرق ميشوم در واژه ها، به خيال ميروم ، غصه ميخورم شاد ميشوم ، بغض ميکنم، پرواز ميشوم، راه ميگشايم ، دوست ميدارم، ميخوانم، مينويسم، کاش دنيايم همين جا بود...&lt;BR&gt;همينقدر کوچک همينقدر بينهايت...&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 18:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>  
&lt;P dir=rtl&gt;نوشتم برای خودم برای شما باید همه بدونیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا حالا شده به این فکرکنی که تو بچیگی چه فکرایی داشتی آخه تو اون موقع دلت خاکی بود نمی دونم شاید الانم باشه ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چقدر مادر،پدر،عمه،خاله و.......... ازت می پرسیدند می خوای چیکاره بشی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می گفتی دکتر نه خلبان نه مهندس و ...می شم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد که بزرگ شدی تصمیم گرفتی یه شغل داشته باشی هی نگی این شغل و اون شغل &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اومدی تو دبیرستان (که ای کاش این دوره نبود)البته بمانه بعضیا واقعا با پیروزی ازش میاند بیرون ولی بعضیا هم.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خواستی بری رشته تجربی نمی دونم رشته فیزیک اصلا هرچی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما یه چنتا همسن خودت بودند که دوست داشتند به تعدادشون اضافه بشه و تو را نشون کرده بودند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اونا همیشه ته مدرسه می نشستند و گاهی یه زنجیر و چاقویی هم تو جیبشون بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از یه طرفم بچه هایی بودند که اوناهم دوست داشتند زیاد باشند اونا فرقشون با اون ته حیاط نشینا یه چیز بزرگ بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اونکه بجای چاقو سلاحشون کتابشون بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی تو اون ته حیاطی ها را ترجیح دادی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرچی اون رفیقای درس خونت گفتند نرو پیش اونها!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گوشت به این حرفا بدهکار نبود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا سالها گذشته &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو توی پارک روی یه تیکه کارتون سوخته خوابیدی و پی یکم زهر ماری هستی تا خودت را نجات بدی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و چشمت به یکم اون طرف می خوره که دوستای دوران دبیرستانت که نصیحتت می کردند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیلی قشنگ دارند با بچه هاشون بازی می کنند و گفتمان میکنند و می خندند ولی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو ...............................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; این نوشته ها مخصوص خودمم بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینها را گفتم شاید آینده این حرفها برات اتفاق افتاد(خدا نکنه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی تو جلوش رو بگیر   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 16:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=postbody&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;آسمان به تو مینگرد به تویی که شبیه هیچیک از آن دگران نیستی. &lt;BR&gt;آفتاب برق نگاهش را به چشمان تو دوخته، تویی که چشمان کوچکت شبیه هیچیک از آن دگران نیست.&lt;BR&gt;ماهی قرمز کوچک تنگ به دستانت بوسه میزند و با رقصش در آب تو را میخواند تویی که دستانت شبیه هیچیک از آن دگران نیست.&lt;BR&gt;تبلور شکوه آتشفشان ها به پای تو سر تعظیم فرو آورده تویی که پاهایت شبیه هیچیک از آن دگران نیست.&lt;BR&gt;من نگاه امیدوارانه ام به تو خیره کرده ام به تویی که نگاهت شبیه نگاه هیچ یک از آن دگران نیست.&lt;BR&gt;مگر تو در خود چه داری که افلاک چنین حیرانت گشته اند؟&lt;BR&gt;شاید جوابش را بدانم!&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;چرا که تو شبیه هیچیک از آن دگران نیستی&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;!&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;پ.ن: دوست خوبم شادی عزیز پرسیده بودی که تو رو به یاد دارم یا نه ؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;اگر این وبلاگ دو سال توانست با وجود گرفتاریهای روزمره به راه خود ادامه دهد به خاطر دوستان بسیاری بود که مشوق من در این راه بودند .شما نیز قاعده مستثنی نبوده اید به یاد دارم در روزهای سخت گرفتاری شما مشوق من بودید برای ادامه ی این راه سخت .ممنونم از اینکه هنوز مرا فراموش نکرده اید.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 18:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#3366ff&gt;در این مرز ، رزم از آن من و تو و بزمش از آن اوست!تو دیگر چرا در این معادله بینهایت مجهول خود را اسیر این گرداب کرده ای و در این مسیر مه آلود شتاب زده خود را به دره های عدم گسیل میدهی آخر مگر سهم تو از این وعده های رنگین چیست که خود را در مقابل دیدگانش این چنین بی فروغ کرده ای و جسم پاکت را به سان عروسک خیمه شبازی به دستان پنهانش سپرده ای و او به تو مینگرد و در کانون آمال خویش اینچنین خواهد گفت: رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست! او اگر میخواهد حساب نا حسابش را با در و دیوار این شهر بی حساب کند چرا خودش نمی آید؟ چرا به دست تو خنجر سپرده و تورا به جلاد مبدل کرده؟ آخر چرا تو با خنجر خود سینه ی من و من ها را که برادرانت هستیم میشکافی؟ آیا یک من ساده که در این قمار که حتی رسم بازی با برگه ها را هم بلد نیست باید تاوان پس دهد و اصلا تاوان چه چیز را؟ مگر در آن روز سهم من ا ز آن جعبه مداد رنگی ها چه بود که با خود این چنین کردم، باور کن که حتی مداد سیاه آن جعبه هم به دستانم نرسید که اگر میرسید خوب میدانستم چگونه باید صفحات این غمنامه ی ذلت وار را منقوش کنم.اگر نگاهی به صفحات گمشده تاریخ کنی حتما عکس من و من هایی را خواهی دید که به تهمت ها و اراجیفی چند، پیوست و پیوند شده اند و من آن روز را میبینم که عکس تو هم به این آلبوم تاریگ گره خورده و هیچکدامشان تو را هم نخواهند بخشید همانگونه که مرا نبخشیدند! و از اینها بد تر مشق شب! در این آلبوم کنار عکس هرکدام از ما سر مشقی نوشته شده است که باید با دستانمان بنویسمش و اگر جایی از آن حتی غیر عمد جا بماند این خط کشها هستند که آن مشق را بر کف دستانمان به یادگار خواهند نهاد تا برایمان عبرتی باشد برای خط بعدی!&lt;BR&gt;ما پلکهایمان را بر هم نهاده ایم و خود را در خوابی فرو برده ایم به نام رویای آزادی فردا، که او هم میداند که این جز یک کابوس تلخ نیست و من هم میدانم اما نمیدانم که چرا تو اینها را نمیبینی و شاید هم نمیخواهی که ببینی! حالا یک پیشنهاد، کمی آرام باش و برای دقایقی چند خود را از این آشوب کنار بکش و از این صحنه فاصله بگیر و از دور به این میدان بنگر ، ببین که در این میدان چه شده ، عده ای چوب به دست به جان عده ای دیگر افتاده اند تا به آنان ثابت کنند که آنی را که ما حامی آنیم بهترین است(تهران میدان ولیعصر) ، عده ای هم مشغول شکستن همه چیزند، شیشه ها ، درها، نیمکتها، و بدتر از همه حریم ها حتی حریم حرمت یک دختر (تهران امیر آباد) ، گناه مرد مسافرکشی که اتومبیلش به آهن پاره ای مبدل شده چیست؟(تهران حوالی سبلان) ، عده ای هم اسلحه به دست در خیابانها و در حال تهدید سایرین ( زاهدان) حال نترس و قدری جلو تر بیا و ببین که این گرد افیونی را میشناسی که این چنین هوش از سر این عده ها برده ، شاید کمی از آن هم در مویرگهای تو در جریان است و امشب آن کیست که این گرد را به رایگان در دستانت و در دستانشان نهاده؟(تهران بلوار کشاورز گوشه هایی از پارک لاله) و آنان تا کجا پیش خواهند رفت ؟ و تو در کجای این بازی هستی؟؟؟ مسئول این فجایا کیست؟ آیا او خود را مسئول میداند؟ نه! این تو هستی که باعث و بانی شناخته خواهی شد و در دادگاه او متهم به وحشی گری خواهی شد در حالی که تو نردبانی بودی برای صعودش و شاید هم مسئول این ماجرا من شناخته شوم ، منی که فقط مینویسمش.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 18:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیطان جنس كهنه می فروشد</title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG src=&quot;http://demons.monstrous.com/pictures/nurp-satanflame.gif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#cc3300&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شیطان جنس كهنه می فروشد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 24pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شیطان می خواست كه خود را با عصر جدید تطبیق&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بدهد،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;تصمیم گرفت وسوسه‌های قدیمی و در انبار مانده‌اش را به حراج&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;بگذارد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;در روزنامه‌ای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;در دفتر كارش پذیرفت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;حراج جالبی بود: &lt;FONT color=#cc3300&gt;سنگ‌هایی برای لغزش در تقوا،&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;آینه‌هایی كه آدم&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;را مهم جلوه می‌داد،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#cc3300 size=2&gt;عینك‌هایی كه دیگران را بی‌اهمیت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#cc3300 size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc3300&gt;نشان می‌داد&lt;/FONT&gt;. روی دیوار اشیایی&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;آویخته بود كه توجه همه را جلب می‌كرد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;: &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خنجرهایی با تیغه‌های خمیده كه آدم می‌توانست آن‌ها را در&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;پشت دیگری فرو&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;كند&lt;/FONT&gt;،&lt;FONT size=2&gt; و &lt;FONT color=#cc3300&gt;ضبط صوت‌هایی كه فقط غیبت و دروغ را ضبط می كرد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#cc3300 size=2&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#cc3300&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شیطان رو به خریدارها فریاد می زد: &quot;نگران قیمت نباشید! الان بردارید&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;و هر وقت داشتید، پولش را بدهید&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;یكی از مشتری‌ها در گوشه‌ای دو شیء بسیار فرسوده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;دید كه هیچكس به آن‌ها توجه&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;نمی‌كرد. اما خیلی گران بودند. تعجب كرد و&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خواست دلیل آن اختلاف&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;فاحش را بفهمد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شیطان خندید و پاسخ داد: &quot;فرسودگی‌شان به خاطر&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;این است كه&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;خیلی از آن ها استفاده&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;كرده‌ام.&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;اگر زیاد جلب توجه می كردند&lt;/FONT&gt;،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600 size=2&gt;مردم می‌فهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;با این حال قیمت شان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;كاملاً مناسب است&lt;/FONT&gt;.&lt;FONT size=2&gt; یكی شان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=2&gt; &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شك&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;است و آن یكی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#cc3300&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عقدة حقارت&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&quot;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;تمام وسوسه‌های دیگر فقط حرف می‌زنند، این دو وسوسه&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;عمل می كنند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&quot;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Sep 2009 02:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bayad-zist.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=postbody&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;              &lt;FONT size=7&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#006600 size=6&gt;  ((این وبلاگ دو ساله شد))&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;از قل های برج دو قلو که  کم کردند &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;با احتساب توان بی نهایت به غل و زنجیر های دنیا اضافه کردند &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;دیروز فلسطین &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;امروز عراق ، افغانستان ، غزه  و فلسطین&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;فردا  کل دنیا &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;من می دانم و در گوشی به شما هم می گویم که بدانید &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt; اشک های مردمان سازمان ملل فقط از برای آنکه ریا نشود در خفا ریخته می شود &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;وگرنه هیچ بشری تاب مویه های مادر کودک از دست رفته ندارد &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;و صد البته مجامع بشری که خودشان این قوانین ضد جنگ را ساختند ،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt; سازمان حقوق بین الملل و ضد جنگ و دفاع از کودکان و مبارزه با سلاح ها هسته ای&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt; و بمب خوشه ای و از این چیزها ساختند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt; که گاه گاهی محض تفنن حرفی برای گفتن داشته باشند &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;بچه ها ی عراق از مرحمت جنگ افزار های امریکایی خوشه خوشه بمب می چینند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt; و خونشان شراب گوارای وجود عروسک گردان های بازی می شود . &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;و آن وقت ما پشت میزهای بزرگمان کو کاکولا می نوشیم و بیانیه امضا میکنیم &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;و دلخوشیم که ما که جایمان در این کشتی امن است &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium; FONT-FAMILY: impact&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;بیچاره ما که خبر نداریم دیوانه ای مشغول سوراخ کردن جایگاه راحتمان است &lt;/SPAN&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 09:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayad-zist&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>bayad-zist</dc:creator>
<guid>http://bayad-zist.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
