تبليغاتX
طلوعی دیگر(باید زیست) - مناجات
غروب را دوست دارم چون رنگ غم است و غم را دوست دارم چون همیشگیست

خدایا ..چه لحظه هایی که در زندگی ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم
 
بودی ...چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم
 
نکردی...چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه
 
موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...چه
 
روزهایی که سرم تُو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای
 
 تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری
 
کردی که به صلاح من است ...وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه
 
 به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت ... و
 
دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی... تو با حضورت به
 
 خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس
 
کشیدنم رنگ دادی...وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب
 
کوچک و خسته ام جا دادی...وقتی دوستام درددلاشون را برام گفتن و من
 
خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهمیدم که غم و غصه های
 
دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه...اون وقت تو وجودم
 
شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم ...وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی
 
فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش ... نه شاد
 
بودن واسه داشته ها ... و وقتی به ازای نداشته ها بهم چیز های دیگه ای
 
 دادی اونوقت به بزرگی و مهربونیت بیشتر پی بردم ...و فهمیدم بیشتر از
 
 اون چه که هستی باید مهربون باشی ...خدا جونم خیلی دوست دارم
 
خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون..... خدایا به خاطر سه چیز
 
 سپاسگذارم دادن هایت، ندادن هایت، گرفتن هایت....... چون دادن هایت را
 
نعمت  ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را حکمت میدانم. 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:46  توسط غروب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه ی دوستان گلم


اونهایی که به من لطف روز افزون دارن و منو شرمنده ی محبتشون کردن .چند تایی از دوستای گلم میخواستن هویت منو بدونن .ببینن من پسرم یا دختر ،از اونجایی که تو دنیای نت هرکسی هر جور که دوست داره خودش و معرفی میکنه منم میگم من نه دخترم نه پسر یه انسان آزاده ام ومشتاق دوستی با تک تک شما عزیزان .شما بنا بر دیدگاه خودتون میتونین منو دختر بدونین یا پسر آزادین.اصلآ تو این وبلاگ آزادی کامل برقراره .برای من مهم اینه که اونی که صداش میکنم جوابمو بده فرقی هم نمیکنه جنسیتش چی باشه .پس مهم نیست من رویا باشم راضیه ،سامان یا سهیل مهم اینه که قلبم برای تک تک شما به صدا در میاد ودست دوستی رو به سوی شما درازمیکنم تا دست سردم و تو دستای گرمتون بگیرین و دنیای شادی برای هم بسازیم .

دوستدار همگی شما

غروب

پیوندهای روزانه
زیر درخت آرزو(سعیده)
اشک حسرت
فریاد بی صدا
سلام همسایه های3(دوباره رضاتهرانی عزیز)
سلام همسایه های 2(بازهم رضا تهرانی عزیز)
سلام همسایه ها(رضا تهرانی عزیز)
چرت و پرت (فرشیده )
جایی برای آزمودن(امید عزیز)
عشق است خدا را...(کیانوش عزیز)
اعترافات یک ذهن پاک(مسعودعزیز)
نوشته های من(فریبا )
سعید (هیپنوتیزم)
پروانه
آرمیده
دخترآریایی
افسانه
نق نقو
خودم را ورق می زنم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
ترقه
نیلوفر
خورشيد خانم
خرده ریزه های ذهن من(مهدیه)
دوستي
اتاق هومن
نسترن آتشكده عشق و معراج
بيا تو گل من(صدف)
سارگل وروزگار بي شوهري
داستان هاي كلاغ هاي سياه(نگار)
طنز هاي يك پير پسر
خاك عاشقي مي داند
غزال
هر جا سخن ازبهترين هاست نام فرزاد حسني ميدرخشد
تبسم و ترنم
ونوس
(ساحل آرامش ( ليلا
همه سیبهایم برای تو(مريم باغ سيب(
حميد و شيرين
پلي به نام زندگي(ناشناس)
haker هكر
رهگذر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

مركز آموزش ايرانيان