![]() |
![]() |
|
| غروب را دوست دارم چون رنگ غم است و غم را دوست دارم چون همیشگیست |
|
ما هر چی بزرگتر می شیم و تحصیلکرده تر بیشتر
بی ادب می شیم جدی میگم ها!!!!!!!!!!!!
سیر تحولات رو ببینید......... 1 :دوران ابتدایی برای بیرون رفتن از کلاس درس از خجالت میمیریم تا از
معلم اجازه می گیریم
۲:دوران راهنمایی یه انگشتو به نشونه ی اجازه گرفتن بالا می بریم تا
معلم اجازه بده 3:دوران دبیرستان دستو مشت می کنیم و اجازه می گیریم و اگه اجازه
ندن دیگه قاط می زنیم 4:پیش دانشگاهی با غرور تمام به دبیر میگیم:آقا من میخوام برم
بیرون!!!!!!!!!!! 5:دانشگاه هم که دیگه استاد بد بختو کسی آدم حساب نمی کنه سرمون رو
میندازیم پایین و یا علی.. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:16 توسط غروب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام خدمت همه ی دوستان گلم اونهایی که به من لطف روز افزون دارن و منو شرمنده ی محبتشون کردن .چند تایی از دوستای گلم میخواستن هویت منو بدونن .ببینن من پسرم یا دختر ،از اونجایی که تو دنیای نت هرکسی هر جور که دوست داره خودش و معرفی میکنه منم میگم من نه دخترم نه پسر یه انسان آزاده ام ومشتاق دوستی با تک تک شما عزیزان .شما بنا بر دیدگاه خودتون میتونین منو دختر بدونین یا پسر آزادین.اصلآ تو این وبلاگ آزادی کامل برقراره .برای من مهم اینه که اونی که صداش میکنم جوابمو بده فرقی هم نمیکنه جنسیتش چی باشه .پس مهم نیست من رویا باشم راضیه ،سامان یا سهیل مهم اینه که قلبم برای تک تک شما به صدا در میاد ودست دوستی رو به سوی شما درازمیکنم تا دست سردم و تو دستای گرمتون بگیرین و دنیای شادی برای هم بسازیم . دوستدار همگی شما غروب |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|