کاش میشد

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسيم
ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود
|+|نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 13:58 توسط غروب
|
آخرین نوشته ها
تقدیم به تمامی مادران ایران زمین مخصوصا"فریبای عزیز
تقدیم به ساناز و الناز
کل کل شاعران
تقدیم به کودکی که تازه چشم به جهان گشوده.
ایران
کودکی(تقدیم به مسعود عزیز)
تقدیم به استاد گرانقدر سرکار خانم فریبا فوقانی :
انسانیت
تقدیم به ساناز و الناز
کل کل شاعران
تقدیم به کودکی که تازه چشم به جهان گشوده.
ایران
کودکی(تقدیم به مسعود عزیز)
تقدیم به استاد گرانقدر سرکار خانم فریبا فوقانی :
انسانیت
آرشيو وبلاگ


