همه ی عمر می دویم تا روزی به خوشبختی برسیم
غافل از اینکه همه ی آن روزها خوشبختی ما بود....!
کاش می دانستی ...
با چشمها را بستن و تنها دویدن روزی به تمام (خط های پایان ) خواهی رسید،
اما تنهای تنها....!
و این اولین قانون مسابقه است
برنده همیشه تنهاست...
همه ی عمر می دویم تنها به این دلیل که برنده شویم
کار می کنیم ، کار می کنیم بی مجال از ثانیه ای زندگی!
درس می خوانیم ، درس می خوانیم ، بی مجال از فهمیدن انسانها....!
آری کتاب دوست انسان نیست...!!!
انسان دوست انسان است .
کتاب ها تا آن حد که رسم دوستی و انسانیت بیاموزند معتبرند ،
نه تا آن حد که مثل دریایی مرده از کلمات مرده تو را در خود غرق کنند
و فرو ببرند .
درس را باید در میان مردم آموخت
نه در لابه لای کتاب ها.....
دارد دیر می شود
کمی زندگی باید کرد !
می خواهم امشب به درد و دل های گلدان سفالی حیاط گوش دهم!
دلش انگار برای گل یخ زده اش تنگ است ....
باید باد ، برف و همه ی بوته های خار را دوست داشته باشی
تا زندگی را دوست داشته باشی
تا عشق را .....
و گاه از صدای کلاغی سر مست شوی بی اعتنا به همه باید ها و نباید ها...
باز هم صبر می کنم کمی دیگر
یک روز شاید به تمام حرفهایم گوش بسپاری....