این چند وقت خیلی تلاش کردم بنویسم ولی نطقم کور شده. یعتی بگو حتی اگه یه موضوع دو سه خطی بیاد تو ذهنم برای نوشتن، اصلا و ابدا! من موندم چطور این همه آرشیو دارم !! هر چی فکر می کنم هیچی به ذهنم نمیرسه یا شاید فکر می کنم موضوع خوبی نیست. شاید دیگه موضوعی واقعا نیست که بهش پیله کنم و گیر بدم. یعنی انقدر اوضاع رو به راهه؟؟ البته لزوما نمیشه این نتیجه رو گرفت. گاهی وقتها حس غر زدنم دیگه نیست! ولی انقدرم اوضاع بد نیست! همین که اینترنتم از دو سه روز پیش روزی صد بار قطع نمیشه خودش پیشرفته! همین پیامکها.... خدا رو شکر! باید جشن گرفت. (البته این یه بحث روانشناسیه که حتی در زمانهای غیر شادی هم جشن بگیرید تا به شادی برسید! حالا بحثش مفصله.)
ولی این چند وقت که نتونستیم کثافت کاری های سابق رو داشته باشیم(نت گردی و پیامک بازی و ولگردی و...) خیلی بد بود! الان چند هفته است نه کوهی رفتیم، نه گشت و گذاری! یه سینما رفتیم اونم به زور! تازه بیست دقیقه اول فیلم رو دنبال جا پارک بودیم!!! درباره الی! خیلی فیلم خوبی بود ولی بدیش این بود که ما آخر شادی ها رسیدیم و توی فیلم شبی رسیدیم که فرداش الی گم شد :دی
امروز "رقص در غبار" رو هم دیدم از اصغر فرهادی! اونم کار خیلی خوبی بود! باران کوثری رو انقدر بچه ندیده بودم تا حالا!! طنز فیلم هم در حد کافی بود .
خدایی عجب پست درپیتی شد! حالا اینو داشته باشین تا بعد!